تراز تجاری یکی از کلانشاخصهای اقتصاد است که تفاوت میان ارزش صادرات و واردات یک کشور را نشان میدهد. اگر صادرات بیشتر از واردات باشد، تراز تجاری مثبت و مازاد تجاری رخ میدهد؛ برعکس، اگر ارزش واردات از صادرات پیشی گیرد، تراز منفی یا کسری تجاری به دست میآید.
تراز تجارت غیرنفتی ایران در دو دههی اخیر داستانی پر از فراز و فرود داشته، اما آنچه بیشتر به چشم میآید، چنانکه در این پست هم میبینیم، غلبهی کسری و حرکت تقریبا همیشگی آن در ناحیه منفی نمودار است.
این وضعیت بازتابی است از وابستگی شدید به واردات کالاهای اساسی و واسطهای و از سوی دیگر محدودیتهای صادراتی ناشی از تحریمها و سیاستهای ارزی. در عمل، «واردات به حساب نفت» روایت غالب اقتصاد ایران بوده است؛ وضعیتی که در آن برای تامین واردات، باید از منبعی غیر از درآمدهای صادراتی هزینه کرد؛ و این منبع در مورد ایران، نفت است.
اما سوال اساسی این است که اتکا به این منبع، که گاه به تعارف سرمایهی آیندگان نامیده میشود، آن هم در این شرایط جهانی در حال تغییر تولید و مصرف انرژی، و نیز درهمتنیدگی بسیار شکننده ایران با شرکای جهانیاش، چقدر پایدار، و ادامه آن تا چه حد ممکن است؟
.
– آمار ۱۴۰۴ مربوط به بازرگانی خارجی پنج ماه نخست این سال است-
.